أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

359

تجارب الأمم ( فارسى )

[ صلح ماه و سخنى از دينار در خوى مردم شهرها ] سپس ، دينار به نزد حذيفه آمد و دربارهء ماه با وى صلح كرد . ماه را به همين روى به وى نسبت دهند و [ ماه دينار گويند [ 1 ] . ] دينار هر سال به كوفه مىآمد . به روزگار معاويه ، يك بار كه به كوفه آمده بود ، در ميان مردم به سخن ايستاد و گفت : - « كوفيان ، نخستين بار كه بر ما گذشتيد شما بهترين مردم بوده‌ايد . به روزگار عمر و عثمان نيز همچنان بهترين مردم بوده‌ايد . از آن پس ديگرگون شديد و چهار خوى در شما همه گير شده است : زفتى و فريب و پيمان شكنى و تنگ‌خويى ، كه هيچ كدام در ميان شما نبوده است . در اين باره نكو نگريستم و دريافته‌ام كه اين خويها از كجا آمده است . ديدم كه فريب از سوى نبطيان ، زفتى از سوى پارس ، پيمان شكنى از سوى خراسان ، و تنگ‌خويى از سوى اهواز به شما رسيده است . » [ گشودن همدان و رى ] آن گاه ، نعيم مقرّن همدان را بگشود و سپس راهى رى شد . شاه رى در آن هنگام سياوخش بود . وى سياوخش پور مهران پور بهرام چوبين بود . سياوخش از مردم دماوند و طبرستان و كومش و گرگان كمك خواست و به آنان گفت : - « تازيان اگر به رى رسند ، در جايهاى خويش نتوانيد بودن . . » پس ، به يارى سياوخش گرد شدند [ 249 ] و سياوخش در برابر نعيم بايستاد . در كوهپايهء رى بود و در كنار شهر رى ، كه به يك ديگر رسيدند و با يك ديگر جنگيدند . زينبى [ 2 ] كه از سياوخش در بيم بود ، نامه‌اى به نعيم نوشت و با وى از در آشتى در آمد و از ياران نعيم شد . زينبى به نعيم نوشته بود : - « اينان بسيارند و ياران تو اندك . پيادگانى [ 3 ] را سوى من فرست ، تا با ايشان هم از راهى كه سياوخش و ياران‌اش از آن آگاه نباشند به رى درآيم و آن گاه تو بر آنان تاخت

--> [ ( 1 ) ] افزوده از طبرى ( 5 : 2628 ) . [ ( 2 ) ] زينبى : در اصل و طبرى ( 5 : 2653 ) : زينبى . وى پدر فرّخان بود . ( همان ) . اين نام را زينى و زينبدى نيز نوشته‌اند . نگاه كنيد به تاريخنامه طبرى به تصحيح محمد روشن 1 : 524 ، 3 : 1543 ( تعليقات ) . [ ( 3 ) ] در متن : رجلا : پيادگانى را . در طبرى ( 5 : 2654 ) : خيلا : سوارانى را ( در هر دو جا ) .